|
هنگامیکه خاطره هایت را غرق بوسه میکنم درمیابم که دیریست مرده ام و رفته ام چراکه لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردترودیرترمیابم عزیزقلب من انتظار آمدنت بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام وعلتی برای چشم به راه دوختن تو بود باورکن که دیگر باورنخواهم کردعشق را دیگرباور نخواهم کرد محبت را واگربازگردی این را به تو نیز ثابت خواهم کرد نمی بخشمت به خاطر خنده هایی که از لبم گرفتی وبه خاطر تمام غمهایی که برصورتم نشاندی وبه خاطردلی که برایم شکستی وبه خاطراحساسی که برایم پرپرکردی و به خاطرزخمی که بروجودم نشاندی و می بخشمت به خاطر عشقی که بر قلبم حک کردی
جرم من این بود که زود وابسته شدم وازهمه دلبستگی هایم ربودم تا تورا داشته باشم ولی به نوعی گناهکارشناخته شدم اماآخرچرا؟!؟!
کاش این رادرک میکردی که اگرخداحافظی در کار است هرگز دست کسی را نگیر اگررها خواهی کرد هرگز به کسی نگودوستت دارم امامن این را خوب میدانم که رسم روزگار همیشه همین طور است آن کسی را که دوست داری زود از دست میرود
اماچه کنم هر چه به دل میگویم چشم از دیدن او باید شست بازدلتنگ تماشای غرورات میشود وحالا دیگراثری از باران عشق نیست
و من در تنهایی ام می نویسم تا شاید دلت به حال غریبی واژه هایم بسوزد باز در کلبه ی تنهایی خویش عکس روی تو مرا ابری کرد عکس تو خنده به لب داشت ولی
ازطرف کسی که چه برف ببارد و چه باران تنها به یاد تو می افتدوبس
|
About![]()
.¸,•¤*¤•,¸.ღسکوت زیباترین کلام ღ.¸,•¤*¤•,¸.
Home
|