تبليغاتX
(¯ღتانفس باقیست اینجا انتظارت میکشمღ´¯) - خاطرات زیبای رویای شیرین من

(¯ღتانفس باقیست اینجا انتظارت میکشمღ´¯)

*.•. ,•¤*¤•,¸. ¤ღ♥ღایستاده ام تا از کنارم بگذری و من بودنت را باور کنمღ♥ღ¤¸,•¤*¤•,¸ .•*

سلام

بگذار عبارتهای بعدی خودشان بیایند

بگذار اگر قرار شد

همین سلام با حرف حرف ساده اش بشود

قرارگاه من و تو

مثل وقتهایی که سکوت میشود قرارگاه من و تو  

 

ساکت ساکت

همه چیز در ید قدرت عشق اوست  

سلام میکنم

درچشمهای دریائیت زل میزنم

میخواهم باز مثل همیشه در آغوش گرمت جای گیرم

اما نمیتوانم چشم از چشمانت برگیرم

هنوز سکوت برقرار است

پس بگذار همین سلام

 که دوست داشتنی ترین کلمه ی من به توست

بشود قرارگاه من وتو

باحرف حرف ساده اش

باز خوابت را میبینم.......

گفتی:خدا مهربان تر از توزیر سقف آسمان نیافریده

گفتم:این را میدانم

 اما شهادت میدهم که یکی هستی

 و مهربان تر از تو نیافته ام

داستان دارد دلبستگی من ..................

Image and video hosting by TinyPic 

             

چه احساس لطیفی

بوسه ای شیرین اما کوتاه بر گونه هایم زدی

وقتی بوسه ات را احساس کردم

 انگارتمام ذره های هوا شده اند آبشاری نوازشگر

بامحتوایی لطیف تر از آب

باز به خوابم میایی.....

میگویم:ببین من در دستم شمع ندارم

عزادار نیامده ام

خوش ام ، خوشحالم

من در نفسم ناله ندارم

اصلا با خودم شرط کرده ام اینبار غصه هایم را پیشت نیاورم

اگر تو بهترینی که هستی،پس دل نازک ترین هم تو باشی

درد پیش توبیاورم؟به این بدسلیقگی نیستم

باز خواب میبینم که تویی و من....

توی پارک راه میرویم.

همه جا آرام

زیر پایمان زمین به وسعت دل دریائیت است

توروبه رو را نگاه میکنی و من تورا

گاهی می ایستی و رویت را میکنی به من

وخنده ی زیبایی تحویلم میدهی که صورتت رابی نظیر میکند

البته شبهایی هم هست که بالشم از اشک خیس میشود...

توی پارک

روی نیمکت نشسته ایم

سرم را روی پاهایت میگذارم

وتوباآن دستهای نازنینت صورتم را نوازش میکنی

 همه چیز زیباست

شب،آسمان،تاریکی محض،ستاره هاو وجود تو از همه زیباتر

عریان میشوم از هرچه غیر از سادگی

میخواهم بخشنده شوم مثل تو که بخشنده ترینی 

ازدست این مردم فرار میکنم و به تو پناه میاورم  

میخواهم توضیح بدهم که دوستت دارم

میخواهم بگویم که باتونفس کشیدن را

بیش از هر چیزی دوست دارم      

  

بدان فقط توبدان

شنیدن یک نوای ساده هم کافیست تا تورا به یادم بیاورد 

دوستتون دارم

باز صدای بازشدن در از بیرون می آید

به یاد تو و به هوای این که باز گشته ای شاد برمی خیزم 

اما

..........

همه چیز زیبا بود 

تو،قدم زدن باتو،خنده هایت و مهربانی هایت

اما هزارویک افسوس که همه چیز خیال بود

خواب بود

رویا بود

رویای شیرین ناتمام من برگرد

رفتنت آن قدر بی محتوا بود که هنوز هم نتوانستم بودنت را باور کنم

دیدی چه جور تنهام گزاشتی

 

+نوشته شده در 86/10/25ساعت13:29توسط •* (`'•.¸ღدریاوسعیدعشق بازگشتهღ¸.• '´)*• | |